تبلیغات
komiknevisi dastani - خرید عید هچل هفتی !‌

خرید عید هچل هفتی !‌

سه شنبه 29 اسفند 1396 02:27 ب.ظ

نویسنده این مطلب: setania rezaei
به هوای اخبار هواشناسی کلی لباس کلفت و پشمی تنمون کردیم.
پیاده که شدیم،قیافه هامون شبیه روغن سوخته شده بود!
خلاصه این که مجبور بودیم هی از این ور بریم اونور تا تو سایه باشیم.
یه بچه ای تو سایه بغل مامانش بود و بادکنکی رو که دستش بود هی تکون می داد و نی بادکنک رو می کاشت هو چش چال مردم و همین باعث شد که کل مردم برن اونور خیابون.تو افتاب!
آخرش رفتیم تو یه مغازه ی کوچیک(پیراهن و شلوار مردونه)
سه تا فروشنده نشسته بودن.یکی با موبایلش ور میرفت،یکی با مگس کش مگس می پروند و یکیشون با تلفن مغازه می گفت می خندید.
بابامون تازه اولین شلوارو امتحان کرده بود(که گشاد بود)که یه گله آدم ریختن تو!شانسه؟!هر مغازه ای که میریم همین اتفاق می افته!
نظر سنجیو ببینین و نظر بدین!



نظرات : نظرات
آخرین دست کاری: چهارشنبه 1 فروردین 1397 08:00 ب.ظ